۱/۲۳/۱۳۸۸

سهام عدالت یا بهای رای ؟

زمینه :





اگر حوصله ندارید چاره ای هم ندارید جز اینکه به خوندن قضیه آخر اکتفا کنید .

قضیه اول :
در خانه بابابزرگم نشسته ام . خدمتکار بابابزرگ یک زن بیست و چند ساله و اهل یکی از روستاهای اطراف است از همسرش جدا شده و خانواده اش در یکی از روستاهای اطراف زندگی می کنند و اسمش سه نقطه است .
سه نقطه بعد از اینکه بشقاب ها را جلوی دستمان می چیند و میوه تعارف می کند می آید کنار دستم می نشیند . از او خجالت می کشم دوست ندارم کار کردنش را ببینم . در همین افکارم بودم که اخبار درباره سفر استانی رئیس جمهور به اصفهان می گوید . سه نقطه نگاهی به من می کند با نیم نگاهی به تلویزیون که در حال نمایش چهره محمود احمدی نزاد در حین سخنرانی است به من می گوید : خدا خیرش بده آدم صادقیه برا ملت همه کار می کنه .
انتظار شنیدن این سخنان را نداشتم یعنی در حال و هوای سیاست نبودم کمی تعجب می کنم کمی هم دستپاچه می شوم برای اینکه به خودم فرصت جمع و جور شدن بدهم می گویم : چطور مگه ؟
سه نقطه که تا پیش از این گوشه تخت بابابزرگ نشسته بود و آماده رفتن بود بلند می شود روی زمین کنارم می نشیند و با هیجان خاصی در حالی که چشمانش از خوشحالی برق می زند برایم تعریف می کند : دفعه پیش به ما نفری سی هزار تومن واسه سهام عدالت دادن . دم عیدی شد نفری چهل تومن . تازه بعد عیدم نفری سی تومن به همه روستاییا بن داده . بنده خدا از اولش که اومد تا حالا انگار سی سال پیر شده . از بس که حرص مردم رو می خوره . اگه میذاشتن کارایی که می خوات بکنه الان وضعمون خیلی بهتر بود . ایشالا که تو انتخابات رای بیاره
نمی توانم بگویم تا آن لحظه درباره سهام عدالت و اقتصاد صدقه ای و فقر زدایی آقای احمدی نزاد که خیلی ها به فقر زایی تعبیرش می کنند چیزی نشنیده بودم ولی واقعا فکر نمی کردم قضیه تا این حد گسترده و جدی باشد که به اینجاها هم کشیده شده باشد . به سه نقطه می گویم : می خوای بهش رای بدی دیگه ؟
جواب می دهد : آره هممون بهش رای می دیم .
خودم را برای یک اطلاع رسانی جامع آماده می کنم . گارد می گیرم . نگاهی به سه نقطه می اندازم و نیم نگاهی به آینده مملکت (!) با اندیشه اینکه وظیفه خطیر یک انسان آگاه (!) را به انجام برسانم با کلماتی عامیانه تر و ساده تر از این ها برایش شرح می دهم که :
آوردن نفت سر سفره مردم و به این سبکی که آقای احمدی نزاد آن را انجام می دهند یعنی همان تئوری اعراب : مصرف کردن تا تمام شدن همان تئوری که همیشه مورد تمسخر ما ایرانی ها قرار می گرفت . سرمایه های ملی ایران نه تنها به یک نسل بلکه به همه نسل ها تعلق دارد و به جای اینکه در تاسیسات زیربنایی هزینه شود و برای جوانان حال و آینده اشتغال زایی داشته باشد و آینده روشنی را تضمین کند بدین وسیله به سبک آقای احمدی نزاد نابود می شود . می گویم نابود می شود چون این مبالغ نه تنها گرهی از اقشار کم در آمد جامعه باز نمی کند بلکه به اقرار بسیاری از جامعه شناسان و اقتصاددانان توزیع فقر در جامعه است . افزایش نقدینگی در جامعه موجب افزایش تورم می شود و این نه تنها به سود گروه های نیازمند جامعه نیست بلکه به نفع کسانی است که سرمایه کافی برای خرید و فروش کالا در اختیار دارند و بدین وسیله ثروت خود را یک شبه چند برابر می کنند . در حقیقت این یک دور باطل است . به همان نسبت بلکه بیشتر که پولی در اختیار فردی قرار می گیرد قیمت کالاهای ضروری هم افزایش می یابد . به همین دلیل است که با اختصاص چنین مبالغی به امثال سه نقطه نمی توان طبقه اجتماعی آن ها را عوض کرد . و در این دور باطل چیزی که اتفاق میفتد نابودی ذخایر ملی است . آیا عدالت براستی اینست که به خانواده ای که چندین جوان با قابلیت های مختلف کاری دارند بدون چشمداشت پول بدهیم ؟ آیا نمی توانیم برای این جوانان اشتغال زایی کنیم ؟ آیا از همه ظرفیت های کشور استفاده کرده ایم و هیچ جایی برای ایجاد اشتغال باقی نمانده که مجبوریم اینطور سرمایه های ملی را مصرف کنیم تا تمام شود ؟ تورم بی سابقه 4/25 درصدی که از طرف بانک مرکزی ایران اعلام شد خود بیانگر بیفایده بودن این اقدامات برای اقشار کم در آمد هست !
با همه این توضیحات سه نقطه در حالی که از کنارم بلند می شود کمی هم از دستم دلخور شده می گوید : اگر همین کارم نمی کرد گرگ برای خوردن این پولا زیاده بنده خدا اینا رو نمی ده به گرگا می ده مردم بده ؟
با این جملات فکری در ذهنم جرقه می زند . این کار آقای احمدی نزاد در نظرم چندان هم دلسوزانه نیست . وقتی آرای زیاد جمعیت روستایی کشور را محاسبه می کنم متوجه می شوم که با در نظر گرفتن اینکه جمعیت روستانشین ایران بسیار زیاد است چنین اقداماتی می تو.اند ضامن پیروزی یک نامزد در انتخابات باشد ! اگر من هم جای سه نقطه بودم و رنج هایی که او در زندگی تحمل کرده بود را تحمل کرده بودم قطعا از تورم و تاسیسات زیربنایی چیزی نمی فهمیدم و ارزش این سی چهل هزار تومان در نگاهم بسیار بود و متوجه نمی شدم که این پول مرا فقیر تر از قبل خواهد کرد و قطعا به آقای احمدی نزاد رای می دادم .

قضیه دوم :
موفقیت در کامل کردن چرخه غنی سازی اورانیوم و تکمیل مراحل لازم برای احداث نیروگاه هسته ای ( چیزی که آقای احمدی نزاد می گویند ) قطعا بیانگر هوش و توانمندی بالای جوانان ایرانی است . اما واقعا این موفقیت ارزش بهایی که برایش پرداخته شد را داشت ؟
ایران دومین کشور دارنده ذخایر عظیم گازی در دنیاست با این حال در زمستان ها با کمبود گاز مواجه می شود . ایران چهارمین کشور دارنده ذخایر عظیم نفتی دنیاست ولی بخش عظیمی از درآمد هایش را باید صرف واردات بنزین از سایر کشور ها کند . تحریم های اقتصادی که در مدت ریاست جمهوری آقای احمدی نزاد شدت بیشتری به خود گرفت مزید بر علت شد تا توانایی ایران در بهره برداری از میادین مشترک نفتی و گازی در جنوب کشور بیش از پیش تضعیف شده و امکان بهره برداری برای کشورهای عربی فراهم شود تا سرمایه هایی که متعلق به مردم ایران است بوسیله اعراب به تاراج رود . اما ایران از لحاظ منابع اورانیوم یعنی سوخت مورد نیاز برای نیروگاه هسته ای تقریبا در حد صفر است و این یعنی اگر سوخت کافی به ایران وارد نشود نیروگاه هسته ای ایران به طور کامل از کار می افتد ! اگر چه احداث نیروگاه هسته ای منحصر به زمان آقای احمدی نزاد نیست و ایران سال هاست که برای اثبات اقتدار خود به دنبال احداث چنین نیروگاهی بود ولی تا پیش از این احداث این نیروگاه به قیمت زیان سایر منابع اقتصادی و زیربنایی ایران تمام نشده بود که در سه سال اخیر به لطف سیاست خارجی و اقتصادی آقای احمدی نزاد شد .
در چنین شرایطی شاید احداث چند پالایشگاه نفت بیشتر به مردم ایران کمک می کرد و نیاز ما به کشور های بیگانه را کمتر . بویزه آنکه سیاست خارجی آقای احمدی نزاد آنقدر تحریک آمیز بود که باعث افزایش تحریم ها شد و این امر این شک را بیش از پیش تقویت می کند که آیا در شرایط فعلی جامعه جهانی براستی این یک موفقیت بزرگ بود ؟
و باز هم آقای احمدی نزاد در تلویزیون در حال سخنرانی برای مردم اصفهان و صحبت درباره موفقیت عظیم هسته ای ایران
براستی اگر در شرایط بهتری اتفاق می افتاد موفقیت بزرگی هم بود ولی باید بپذیریم که در نگاه مردم هنوز هم یک موفقیت بزرگ است و این یعنی افزایش آرای آقای احمدی نزاد در انتخابات .

قضیه سوم :
حمایت مردم شهرستان ها و روستاها از آقای احمدی نزاد و حمایت آشکارای برخی سران مملکتی از ایشان انگیزه کافی را برای سایر اصولگرایان در جهت اعلام کاندیداتوری از بین برده است . در حقیقت بسیاری از اصولگرایان در چنین شرایطی پیروزی آقای احمدی نزاد را قطعی می دانند عدم وجود ضمانت برای تامین امنیت انتخابات هم خود مزید بر علت می شود که البته این آخری با هوشیاری سایر کاندیداها تا حدود زیادی قابل حل است . همه این عوامل دست به دست هم می دهند تا در فاصله فقط دو ماه به انتخابات تنور انتخابات بویزه در شهرستان ها بسیار سرد باشد و کفه ترازو به سمت آقای احمدی نزاد سنگین تر باشد .

قضیه آخر :
پس از اعلام کاندیداتوری محمد خاتمی امیدواری زیادی در اردوگاه اصلاح طلبان پدید آمد که با کناره گیری وی به نفع میر حسین موسوی تا حدودی به یاس تبدیل شد . با وجود رقیب بسیار قدرتممندی نظیر آقای احمدی نزاد در جناح راست اصلاح طلبان نه تنها به سامان بخشی اردوگاه خویش نپرداخته اند بلکه این جبهه بیش از پیش نابسامان به نظر می رسد و این هم احتمال پیروزی آقای احمدی نزاد را بیشتر می کند . گروهی از اصلاح طلبان با کناره گیری آقای خاتمی با نادیده گرفتن خواست وی یاس پیشه کرده و کنج عزلت گزیده اند . برخی دیگر هم همچنان در توهم بازگشت محمد خاتمی به سر می برند و عده ای دیگر علیرغم خواست آقای خاتمی به جای اینکه مهدی کروبی را مجاب به کناره گیری به نفع میر حسین موسوی کنند به ستاد انتخاباتی وی پیوسته اند و به اختلاف های اصلاح طلبان دامن می زنند . این در شرایطی است که میر حسین موسوی که در حال حاضر نسبت به آقای کروبی از شانس بیشتری برخوردار است در ذهن نسل جوان هیچ خاطره ای ندارد با در نظر گرفتن حافظه ضعیف تاریخی مردم ایران می توان گفت که تقریبا در ذهن عموم مردم ایران تصور روشنی نسبت به میر حسین موسوی وجود ندارد . همه این عوامل در کنار نادیده گرفتن اهمیت شهرستان ها و روستاها در تعیین نتیجه انتخابات توسط اصلاح طلبان احتمال پیروزی آقای احمدی نزاد در انتخابات را نزدیک به یقین می کند .
در صورتی که سفرهای استانی آقای خاتمی در مدت مانده به انتخابات به نفع میر حسین موسوی تداوم یابد و خود آقای موسوی هم سفری به سایر استان های کشور داشته باشند و البته با کناره گیری آقای کروبی و ایجاد اتحاد و یکپارچگی و حمایت صرف از آقای موسوی شاد بتوان به پیروزی جبهه اصلاحات امیدهایی بست وگرنه در صورت تداوم شرایط فعلی و با در نظر گرفتن این واقعیت که آقای احمدی نزاد با در اختیار داشتن رسانه ملی و سرمابه های ملی از مدت ها پیش مقتدرانه به اشکال مختلف تبلیغات انتخاباتی اش را آغاز کرده و با در نظر گرفتن فضای شهرستان ها که به شدت به نفع آقای احمدی نزاد است می فهمیم که در صورت تداوم روند فعلی امیدی برای پیروزی اصلاح طلبان نیست .
شما جزو کدام دسته اید ؟
اصلاح طلبانی که به اختلاف ها دامن می زنند یا کسانی که می کوشند با واقع بینی چشم هایشان را به روی برخی کاستی ها و توهمات و آرزوها و چیزهای بهتری که می توانست باشد ولی نیست ببندند و با حمایت از آقای موسوی بارقه ای امید در جبهه اصلاحات ایجاد کنند ؟







اخبار تلوبزیون ایران : تصویب نزدیک به چهارصد مصوبه در جلسه هیئت دولت در استان سیستان و بلوچستان !
با یک حساب سرانگشتی می فهمیم که هیات دولت برای هر مصوبه به طور میانگین 36 ثانیه وقت صرف کرده اند !
راستی فقط برای خواندن هر مصوبه یا فقط برای مطرح کردن آن چقدر زمان لازم است ؟
این خبر از آن جمله خبر هایی است که در شهرستان ها منجر به محبوبیت آقای احمدی نزاد می شود . کسی وقت ندارد از این حساب های سر انگشتی بکند تا از قضیه سر در بیاورد !