۶/۰۸/۱۳۹۴

و تو چه می دانی "دی وی دی" چیست؟!

زمینه :
داشتم با خودم فکر می کردم که اگر یک روز در خانه ما زلزله بیاید، و من فرصت اندکی داشته باشم که برخی از وسایلم را جمع کنم و با خودم ببرم، چه چیزهایی را برمی دارم؟ پاسخ روشن تر از آنی است که فکرش را می کردم: "لباس هایی که خودم دوخته ام و دوستشان دارم، فیلم هایم، آن ها که روی دی وی دی و داخل کیف سی دی های جورواجور و قد و نیم قدند، کتاب جزء از کل، چون اخیرا خریده ام و هنوز نخوانده ام و کتاب "کودتا" و "درآمدی بر نظریه های فمینیستی" چون خیلی وقت است خریده ام و تمام این "خیلی وقت" دلم می خواسته بخوانمشان، ولی نخوانده ام!

 مثلا شما فرض کنید، زلزله بیاید و من پتو و تن ماهی و امثالهم را بردارم، اما فیلم ها و کتاب ها و مانتوهایم را جا بگذارم. آنموقع از سرما و گرسنگی نمی میرم، ولی از افسردگی می میرم. یکبار به یک نفر گفتم که فیلم هایم را به هیچ کس نمی دهم. اگر کسی بخواهد، فلش یا هارد می آورد، خودم برایش فیلم می ریزم! می دانید چه گفت؟! گفت دوستی را می شناخته، مثل من که در نهایت همه فیلم هایش را آتش زده!!! همینجا باید به آن دوست محترم اعلام کنم که مرا نشناخته. همینجا از همین تریبون، فرصت را مغتنم شمرده و وصیت می کنم، روزی که مردم، فیلم هایم را، آن هایی که روی دی وی دی است، با من توی قبر بگذارید!!! از جهت خیر و خیرات خیالتان راحت باشد، همه یشان را روی هارد ریخته ام، می توانید آن ها را به "رایگان" در اختیار علاقه مندان و مشتاقان قرار دهید، مسئولیت پاسخ گویی به کارگردان ها و سرمایه گذاران این فیلم ها و نکیر و منکر و سایرین هم با خودتان!!! اما دی وی دی ها، امان از دی وی دی ها، و تو چه می دانی که دی وی دی چیست؟! دی وی دی ها مال من است و به هیچ کس دیگری تعلق نخواهد داشت! اگر به دی وی دی های من چشم طمع دارید، چشم طمع ببندید و دندان طمع برکنید. اگر با من پدرکشتگی دارید، دی وی دی هایم را به آتش بکشید. بله من همچین دیوانه ای هستم و کاری اش هم نمی شود کرد!