۱۲/۱۱/۱۳۹۵

خانه تکانی خر است

مادر من هیچوقت آن‌قدرها اهل شست‌ و‌ شو و رفت‌ و روب، نبوده و نیست. خیلی از تر و تمیزی‌هایی که در خانه بقیه اهمیت دارد، در خانه ما اهمیت ندارد. ما برای تمیز و مرتب بودن، خودمان را هلاک نمی‌کنیم. عید که می‌شود، خانه ما زیر و رو نمی‌شود، خانه را در حدی که احترام به میهمان اقتضا می‌کند و در حدی که دل خودمان از پاکیزگی و نونواری خوش شود، تمیز می‌کنیم. گاهی تنها یک هفته قبل از عید همگی دست به کار می‌شویم و ریز ریز تمیزکاری‌ها را انجام می‌دهیم، هرچند متأسفانه بیشتر کارها را مادرم انجام می‌دهد. ولی اگر همین یک هفته عید و ترس از میهمان نبود، خیلی جاها و چیزها در خانه ما سالی یکبار هم تمیز نمی‌شد. هیچ کداممان هم بخاطر اینکه هر سال فرش‌ها را نمی‌شوییم یا هفته‌ای یکبار گردگیری نمی‌کنیم، مرض لاعلاج نگرفته‌ایم. (تا حالا که نگرفتیم، از این به بعدم خدا بزرگه!)

به جایش مادرم فعال سیاسی بوده، با وجود داشتن دو بچه کوچک و حامله بودنِ بچه سومی که من باشم، دانشگاه رفته و بدون حتی یک ترم مرخصی لیسانس گرفته است. از کودکی برای من شعر حافظ و مولانا می‌خواند. خیاطی می‌کرد و برای من و خودش لباس‌های عین هم می‌دوخت. همین عکس‌هایی که توی اینستاگرام می‌بینید، مادری با دختر کوچکش لباس‌های یکرنگ و یک‌شکل پوشیده‌اند، برای ما خاطره است! مادرم همیشه اهل کتاب و روزنامه بوده، اخبار شبکه‌های مختلف را دنبال می‌کند و همیشه در جریان مسائل روز جامعه و صاحب نظر است. از قدیم آدم‌های نیازمند و با آبرو را پیدا می‌کرد و هرطور می‌توانست بهشان کمک می‌کرد، آنقدر که همیشه توی مدرسه تا نام من را می‌فهمیدند، می گفتند که مادرت همان زن با چشم‌های سبز نیست که به همه کمک می‌کند؟

 شاید همین آگاهی و در جامعه بودنش باعث می‌شود که بهترین دوست من باشد. شاید همین باعث می‌شود که ساعت‌ها توی بغلش دراز بکشم و سیر تا پیاز رازهایم را برایش تعریف کنم. شاید بخاطر همین است که با خنده به پدرم می‌گوید: "من یک فمینیستم!" و پدرم هم با ذوق و خنده و تعجب الکی، جواب می‌دهد: "کمونیستی؟!"

 خلاصه اینکه در زندگی خیلی کارهای بهتری برای انجام دادن هست، تا اینکه بخواهید عمر کوتاهتان را صرف شستن و رُفتن کنید! یک حد معقولش کافی است، بقیه‌اش را کتاب بخوانید، فیلم ببینید، با دوستانتان بیرون بروید، برای خانواده وقت بگذارید و هر کاری که واقعا دوست دارید انجام بدهید.

0 Comments


Leave a Comment

راهی است نه کوتاه راهی که می روم ،
باری بر دوش می کشم که سبک نیست ،
و آینده ای که شاید روشن هم نه ،
باشد همراهی تو راهم را کوتاه ، بارم را سبک و نهایتم را روشنتر سازد ،
چرا که "ما" بودن روشنتر از "من" بودنست !
روشن کن
بسم الله ...


آسان ترین راه برای نظر گذاشتن انتخاب نام و آدرس اینترنتی است در صورت تمایل می توانید محل مربوط به آدرس اینترنتی را خالی بگذارید .
مسئولیت نظرات با نویسندگان آن هاست